سطح B2فعل

sich einprägen

به خاطر سپردن

English: to memorize, to imprint

جمله‌ی مثال با sich einprägen

  • Ich muss mir die neuen Vokabeln einprägen.

    من باید واژه‌های جدید را به خاطر بسپارم.

«sich einprägen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.