سطح B2فعل

sich entfremden

بیگانه شدن / دور شدن عاطفی

English: to become estranged, to alienate oneself

صرف فعل sich entfremden

حال
er entfremdet sich
گذشته‌ی ساده
entfremdete sich
پرفکت
hat sich entfremdet

جمله‌ی مثال با sich entfremden

  • Das Ehepaar hat sich über die Jahre entfremdet.

    این زوج در طول سال‌ها از هم دور (بیگانه) شده‌اند.

«sich entfremden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.