جای گرفتن در، سازگار شدن با
English: to fit into, to integrate into
Sie fügt sich gut in das neue Team ein.
او به خوبی در تیم جدید جا میافتد.
«sich einfügen in» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.