سطح C2فعل

schnuppern

بوبیدن، بو کشیدن

English: to sniff, to smell

صرف فعل schnuppern

حال
er schnuppert
گذشته‌ی ساده
schnupperte
پرفکت
hat geschnuppert
امری
schnupper! / schnuppert!
  • ich schnuppere
  • du schnupperst
  • er/sie/es schnuppert
  • wir schnuppern
  • ihr schnuppert
  • sie schnuppern

جمله‌ی مثال با schnuppern

  • Der Hund schnuppert neugierig an der Blume.

    سگ با کنجکاوی گل را بو می‌کشد.

«schnuppern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.