سطح C2فعل

schnüren

بستن، بنددار کردن

English: to lace, to tie

صرف فعل schnüren

حال
er schnürt
گذشته‌ی ساده
schnürte
پرفکت
hat geschnürt
امری
schnüre! / schnürt!
  • ich schnüre
  • du schnürst
  • er/sie/es schnürt
  • wir schnüren
  • ihr schnürt
  • sie schnüren

جمله‌ی مثال با schnüren

  • Tom bat Maria, ihm die Schuhe zu schnüren.

    تام از مری خواست بند کفش‌هایش را ببندد.

«schnüren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.