سطح C2فعل

wittern

بو کشیدن، حدس زدن

English: to scent, to sense

صرف فعل wittern

حال
er wittert
گذشته‌ی ساده
witterte
پرفکت
hat gewittert
امری
wittere! / wittert!
  • ich wittere
  • du witterst
  • er/sie/es wittert
  • wir wittern
  • ihr wittert
  • sie wittern

جمله‌ی مثال با wittern

  • Tiere können Angst wittern.

    حیوانات می‌توانند ترس را حس کنند.

«wittern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.