سطح C1فعل

schnüffeln

بو کشیدن، پرسه زدن

English: to sniff, to snoop

صرف فعل schnüffeln

حال
er schnüffelt
گذشته‌ی ساده
schnüffelte
پرفکت
hat geschnüffelt
امری
schnüffel! / schnüffelt!
  • ich schnüffle
  • du schnüffelst
  • er/sie/es schnüffelt
  • wir schnüffeln
  • ihr schnüffelt
  • sie schnüffeln

جمله‌ی مثال با schnüffeln

  • Hör auf zu schnüffeln.

    دست از بو کشیدن بردار.

«schnüffeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.