[ˈʃmaɪ̯sn̩]
پرتاب کردن، انداختن
معنی، مثال و مترادفِ schmeißen ←Jungen schmeißen Schule eher als Mädchen.
پسرها زودتر از دخترها مدرسه را رها میکنند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی