سطح C2فعل

sacken

نشست کردن، فرو رفتن

English: to sink, subside

صرف فعل sacken

حال
er sackt
گذشته‌ی ساده
sackte
پرفکت
ist gesackt
امری
sack! / sackt!
  • ich sacke
  • du sackst
  • er/sie/es sackt
  • wir sacken
  • ihr sackt
  • sie sacken

جمله‌ی مثال با sacken

  • Ich muss das Ganze erst mal sacken lassen.

    باید اول این همه را هضم کنم.

«sacken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.