سطح B2فعل

reizen

تحریک کردن (مثلاً پوست)

English: to irritate, to stimulate

صرف فعل reizen

حال
er reizt
گذشته‌ی ساده
reizte
پرفکت
hat gereizt
امری
reize! / reizt!
  • ich reize
  • du reizt
  • er/sie/es reizt
  • wir reizen
  • ihr reizt
  • sie reizen

جمله‌ی مثال با reizen

  • Dieses Duschgel kann empfindliche Haut reizen.

    این ژل شستشو می‌تواند پوست حساس را تحریک کند.

مترادف و متضاد

«reizen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.