فرسودن، خسته کردن
English: to wear out, exhaust
Die lange Wanderung strapazierte meine Beine.
پیادهروی طولانی پاهایم را خسته کرد.
«strapazieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.