سطح B1فعل

reifen

رسیدن، پختن

English: to ripen, to mature

صرف فعل reifen

حال
er reift
گذشته‌ی ساده
reifte
پرفکت
ist gereift
امری
reif! / reift!
  • ich reife
  • du reifst
  • er/sie/es reift
  • wir reifen
  • ihr reift
  • sie reifen

جمله‌ی مثال با reifen

  • Wein wird in Fässer gefüllt um zu reifen.

    شراب رو می‌ریزن تو بشکه تا کهنه بشه.

«reifen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.