سطح B1فعل

reinigen

تمیز کردن

English: to clean

صرف فعل reinigen

حال
er reinigt
گذشته‌ی ساده
reinigte
پرفکت
hat gereinigt
امری
reinig! / reinigt!
  • ich reinige
  • du reinigst
  • er/sie/es reinigt
  • wir reinigen
  • ihr reinigt
  • sie reinigen

جمله‌ی مثال با reinigen

  • Tränen reinigen das Herz.

    اشک‌ها قلب رو پاک می‌کنن.

«reinigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.