سطح B2فعل

regulieren

تنظیم کردن

English: to regulate

صرف فعل regulieren

حال
er reguliert
گذشته‌ی ساده
regulierte
پرفکت
hat reguliert
امری
reguliere! / reguliert!
  • ich reguliere
  • du regulierst
  • er/sie/es reguliert
  • wir regulieren
  • ihr reguliert
  • sie regulieren

جمله‌ی مثال با regulieren

  • Das Medikament reguliert den Blutdruck.

    این دارو فشار خون را تنظیم می‌کند.

مترادف و متضاد

«regulieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.