سطح B2فعل

rasen

عصبانی شدن، تاختن

English: to rage, charge

صرف فعل rasen

حال
er rast
گذشته‌ی ساده
raste
پرفکت
ist gerast
امری
ras! / rast!
  • ich rase
  • du rast
  • er/sie/es rast
  • wir rasen
  • ihr rast
  • sie rasen

جمله‌ی مثال با rasen

  • Mein Herz begann zu rasen.

    قلبم شروع به تپیدن شدید کرد.

«rasen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.