سطح A1فعل

zischen

فش فش کردن، صدای سوت دادن

English: to hiss, to sizzle

صرف فعل zischen

حال
zischt
گذشته‌ی ساده
zischte
پرفکت
hat gezischt
امری
zische! / zischt!
  • ich zische
  • du zischst
  • er/sie/es zischt
  • wir zischen
  • ihr zischt
  • sie zischen

جمله‌ی مثال با zischen

  • Die Schlange zischt laut.

    مار با صدای بلند فش فش می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«zischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.