سطح B2فعل

flitzen

به سرعت دویدن، جیم شدن

English: to dash, dart

صرف فعل flitzen

حال
er flitzt
گذشته‌ی ساده
flitzte
پرفکت
ist geflitzt
امری
flitz! / flitzt!
  • ich flitze
  • du flitzt
  • er/sie/es flitzt
  • wir flitzen
  • ihr flitzt
  • sie flitzen

جمله‌ی مثال با flitzen

  • Das Kind ist schnell über die Straße geflitzt.

    کودک به سرعت از خیابان دوید (جیم شد).

مترادف و متضاد

مترادف

«flitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.