[plaˈt͡siːʁən]
قرار دادن
معنی، مثال و مترادفِ platzieren ←Die platzieren sich in der Nähe von anderen großen Firmen.
آنها نزدیک شرکتهای بزرگ دیگر جای میگیرند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی