سطح C2فعل

intervenieren

مداخله کردن

English: to intervene

صرف فعل intervenieren

حال
er interveniert
گذشته‌ی ساده
intervenierte
پرفکت
hat interveniert
امری
interveniere! / interveniert!
  • ich interveniere
  • du intervenierst
  • er/sie/es interveniert
  • wir intervenieren
  • ihr interveniert
  • sie intervenieren

جمله‌ی مثال با intervenieren

  • Niemand versuchte zu intervenieren.

    هیچ‌کس سعی نکرد دخالت کند.

«intervenieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.