سطح B2فعل

nachlassen

ضعیف شدن عملکرد، پسرفت کردن

English: to decline, to weaken

صرف فعل nachlassen

حال
er lässt nach
گذشته‌ی ساده
er ließ nach
پرفکت
er hat nachgelassen
امری
lasse nach! / lasst nach!
  • ich lasse nach
  • du lässt nach
  • er/sie/es lässt nach
  • wir lassen nach
  • ihr lasst nach
  • sie lassen nach

جمله‌ی مثال با nachlassen

  • Der Regen lässt langsam nach.

    باران کم‌کم ضعیف می‌شود.

مترادف و متضاد

«nachlassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.