سطح B2فعل

krachen

شکستن، صدا دادن

English: to crash, to crack

صرف فعل krachen

حال
er kracht
گذشته‌ی ساده
krachte
پرفکت
ist gekracht
امری
krache! / kracht!
  • ich krache
  • du krachst
  • er/sie/es kracht
  • wir krachen
  • ihr kracht
  • sie krachen

جمله‌ی مثال با krachen

  • Die Wellen des Meeres krachen tosend gegen die Felsen am Strand.

    امواج دریا با غرش به صخره‌های ساحل می‌کوبند.

«krachen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.