سطح B2فعل

stoßen

هل دادن، برخورد کردن

English: to push, to bump

صرف فعل stoßen

حال
er stößt
گذشته‌ی ساده
stieß
پرفکت
hat gestoßen
امری
stoße! / stoßt!
  • ich stoße
  • du stößt
  • er/sie/es stößt
  • wir stoßen
  • ihr stoßt
  • sie stoßen

جمله‌ی مثال با stoßen

  • Die Farben stoßen sich ab.

    این رنگ‌ها با هم جور در نمی‌آیند.

«stoßen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.