سطح B2فعل

kräften

نیرو گرفتن

English: to gain strength

صرف فعل kräften

حال
er kräftet
گذشته‌ی ساده
kräftete
پرفکت
hat gekräftet
امری
kräfte! / kräftet!
  • ich kräfte
  • du kräftest
  • er/sie/es kräftet
  • wir kräften
  • ihr kräftet
  • sie kräften

جمله‌ی مثال با kräften

  • Nach dem Essen kräftigte sie sich wieder.

    بعد از غذا دوباره قوت گرفت.

«kräften» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.