سطح C2فعل

knuddeln

بغل کردن

English: to cuddle, to hug

صرف فعل knuddeln

حال
er knuddelt
گذشته‌ی ساده
knuddelte
پرفکت
hat geknuddelt
امری
knuddele! / knuddelt!
  • ich knuddele
  • du knuddelst
  • er/sie/es knuddelt
  • wir knuddeln
  • ihr knuddelt
  • sie knuddeln

جمله‌ی مثال با knuddeln

  • Darf ich dich knuddeln?

    می‌شه بغلت کنم؟

«knuddeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.