سطح C2فعل

liebkosen

نوازش کردن

English: to caress

صرف فعل liebkosen

حال
er liebkost
گذشته‌ی ساده
liebkoste
پرفکت
hat geliebkost
امری
liebkose! / liebkost!
  • ich liebkose
  • du liebkost
  • er/sie/es liebkost
  • wir liebkosen
  • ihr liebkost
  • sie liebkosen

جمله‌ی مثال با liebkosen

  • Sie liebkost sanft das schlafende Kind.

    او به آرامی کودک خوابیده را نوازش می‌کند.

«liebkosen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.