سطح C2فعل

schmusen

نوازش کردن، لاس زدن

English: to cuddle, to flirt

صرف فعل schmusen

حال
er schmust
گذشته‌ی ساده
schmuste
پرفکت
hat geschmust
امری
schmuse! / schmust!
  • ich schmuse
  • du schmust
  • er/sie/es schmust
  • wir schmusen
  • ihr schmust
  • sie schmusen

جمله‌ی مثال با schmusen

  • Die Katze kam, um zu schmusen.

    گربه آمد تا نوازش شود.

«schmusen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.