گیر کردن، فشردن
English: to jam, to pinch
Ich habe versucht, das Fenster zu öffnen, aber das scheint zu klemmen.
سعی کردم پنجره را باز کنم، اما انگار گیر کرده است.
«klemmen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.