[ˈkɪtn̩]
چسباندن، بههمآوردن
معنی، مثال و مترادفِ kitten ←Ist es schon zu spät, die amerikanisch-chinesischen Beziehungen wieder zu kitten?
آیا برای ترمیم روابط آمریکا و چین دیگر دیر شده است؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی