سطح C1فعل

flicken

وصله زدن

English: to patch, to mend

صرف فعل flicken

حال
er flickt
گذشته‌ی ساده
flickte
پرفکت
hat geflickt
امری
flicke! / flickt!
  • ich flicke
  • du flickst
  • er/sie/es flickt
  • wir flicken
  • ihr flickt
  • sie flicken

جمله‌ی مثال با flicken

  • Du musst deine Hose flicken.

    باید شلوارت را وصله بزنی.

«flicken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.