سطح C2فعل

kalibrieren

کالیبره کردن

English: to calibrate

صرف فعل kalibrieren

حال
er kalibriert
گذشته‌ی ساده
kalibrierte
پرفکت
hat kalibriert
امری
kalibriere! / kalibriert!
  • ich kalibriere
  • du kalibrierst
  • er/sie/es kalibriert
  • wir kalibrieren
  • ihr kalibriert
  • sie kalibrieren

جمله‌ی مثال با kalibrieren

  • Vor dem Experiment muss man das Gerät kalibrieren.

    قبل از آزمایش باید دستگاه را کالیبره کرد.

«kalibrieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.