سطح C2فعل

justieren

تنظیم کردن، کالیبره کردن

English: to adjust, to calibrate

صرف فعل justieren

حال
er justiert
گذشته‌ی ساده
justierte
پرفکت
hat justiert
امری
justier! / justiert!
  • ich justiere
  • du justierst
  • er/sie/es justiert
  • wir justieren
  • ihr justiert
  • sie justieren

جمله‌ی مثال با justieren

  • Lass mich das kurz justieren.

    بگذار یک لحظه تنظیمش کنم.

«justieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.