سطح B2اسم

die Infusion

تزریق وریدی، سرم

English: intravenous drip, infusion

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Infusionen

جمله‌ی مثال با Infusion

  • Ich hatte eine Infusion im Krankenhaus.

    در بیمارستان سرم به من وصل کردند.

  • Der Patient bekommt jetzt in der Notaufnahme eine Kochsalzinfusion.

    بیمار اکنون در بخش اورژانس یک سرم نمکی دریافت می‌کند.

«Infusion» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.