سطح C1فعل

großziehen

بزرگ کردن

English: to raise, to bring up

صرف فعل großziehen

حال
er zieht groß
گذشته‌ی ساده
zog groß
پرفکت
hat großgezogen
امری
zieh groß! / zieht groß!
  • ich ziehe groß
  • du ziehst groß
  • er/sie/es zieht groß
  • wir ziehen groß
  • ihr zieht groß
  • sie ziehen groß

جمله‌ی مثال با großziehen

  • In Boston kann man gut Kinder großziehen.

    توی بوستون می‌شه بچه‌ها رو خوب بزرگ کرد.

«großziehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.