سطح C1اصطلاح

Grenzen überschreiten

از حد گذشتن، خط قرمز را رد کردن

English: to cross boundaries, to overstep limits

جمله‌ی مثال با Grenzen überschreiten

  • Mit dieser Bemerkung hat er die Grenzen überschritten.

    با این اظهارنظر او از حد گذشت.

«Grenzen überschreiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.