سطح B1فعل

fördern

پیش بردن، ترقی دادن، حمایت کردن

English: to promote, to advance, to support

صرف فعل fördern

حال
er fördert
گذشته‌ی ساده
förderte
پرفکت
hat gefördert
امری
fördere! / fördert!
  • ich fördere
  • du förderst
  • er/sie/es fördert
  • wir fördern
  • ihr fördert
  • sie fördern

جمله‌ی مثال با fördern

  • Die Stadt fördert junge Künstler mit einem Stipendium.

    شهر با کمک‌هزینه‌ی تحصیلی از هنرمندانِ جوان حمایت می‌کند.

  • Wir müssen die Kreativität der Kinder durch Malen fördern.

    ما باید خلاقیت کودکان را از طریق نقاشی کشیدن تقویت کنیم.

مترادف و متضاد

«fördern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.