پیش بردن، ترقی دادن، حمایت کردن
English: to promote, to advance, to support
Die Stadt fördert junge Künstler mit einem Stipendium.
شهر با کمکهزینهی تحصیلی از هنرمندانِ جوان حمایت میکند.
Wir müssen die Kreativität der Kinder durch Malen fördern.
ما باید خلاقیت کودکان را از طریق نقاشی کشیدن تقویت کنیم.
مترادف
«fördern» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.