[ˈfœʁdɐn]
پیش بردن، ترقی دادن، حمایت کردن
معنی، مثال و مترادفِ fördern ←Die Stadt fördert junge Künstler mit einem Stipendium.
شهر با کمکهزینهی تحصیلی از هنرمندانِ جوان حمایت میکند.
Wir müssen die Kreativität der Kinder durch Malen fördern.
ما باید خلاقیت کودکان را از طریق نقاشی کشیدن تقویت کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی