سطح B1اسم

die Fitness

تناسب اندام

English: fitness

گرامر

آرتیکل
die
جمع
(Sg.)

جمله‌ی مثال با Fitness

  • Regelmäßige Fitness ist gut für die Gesundheit.

    تناسب اندام منظم برای سلامتی خوب است.

  • Ich gehe dreimal pro Woche ins Fitnessstudio.

    من هفته‌ای سه بار به باشگاه فیتنس می‌روم.

مترادف و متضاد

مترادف

«Fitness» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.