[ˈfɛʁbn̩]
رنگ کردن
معنی، مثال و مترادفِ färben ←Sie möchte ihre Haare färben.
او میخواهد موهایش را رنگ کند.
Wir können heute Ihre Haare braun färben.
ما امروز میتوانیم موهای شما را قهوهای رنگ کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی