سطح A2فعل

fangen

گرفتن (در هوا) / شکار کردن

English: to catch

صرف فعل fangen

حال
er fängt
گذشته‌ی ساده
fing
پرفکت
hat gefangen
امری
fang! / fangt!
  • ich fange
  • du fängst
  • er/sie/es fängt
  • wir fangen
  • ihr fangt
  • sie fangen

جمله‌ی مثال با fangen

  • Katzen fangen Mäuse.

    گربه‌ها موش شکار می‌کنند.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«fangen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.