هدایت کردن
English: to forward, pass on
Ich werde diese Nachricht an meinen Chef weiterleiten.
این پیام را به رئیسم هدایت خواهم کرد.
مترادف
«etwas weiterleiten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.