کم شدن، تفریق شدن، چیزی از چیزی دیگر جدا شدن
English: to subtract, deduct, detach
Man muss die Steuer von dem Preis abziehen.
باید مالیات را از قیمت کم کرد.
مترادف
«etwas von etwas abziehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.