سطح B2فعل

etwas ausschütten

ترشح کردن

English: to pour out, secrete

صرف فعل etwas ausschütten

حال
schüttet aus
گذشته‌ی ساده
schüttete aus
پرفکت
hat ausgeschüttet

جمله‌ی مثال با etwas ausschütten

  • Der Körper schüttet Hormone aus.

    بدن هورمون ترشح می‌کند.

مترادف و متضاد

«etwas ausschütten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.