غافلگیر کردن
English: to catch red-handed
Die Mutter ertappte das Kind beim Lügen.
مادر کودک را هنگام دروغ گفتن غافلگیر کرد.
Die Mutter ertappte ihren Sohn beim Lügen.
مادر پسرش را هنگام دروغ گفتن غافلگیر کرد.
«ertappen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.