[ɛɐ̯ˈtapn̩]
غافلگیر کردن
معنی، مثال و مترادفِ ertappen ←Die Mutter ertappte das Kind beim Lügen.
مادر کودک را هنگام دروغ گفتن غافلگیر کرد.
Die Mutter ertappte ihren Sohn beim Lügen.
مادر پسرش را هنگام دروغ گفتن غافلگیر کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی