سطح C1فعل

erwirtschaften

تولید درآمد کردن / کسب کردن

English: to earn, to generate (income)

صرف فعل erwirtschaften

حال
er erwirtschaftet
گذشته‌ی ساده
erwirtschaftete
پرفکت
hat erwirtschaftet
امری
erwirtschaft! / erwirtschaftet!
  • ich erwirtschafte
  • du erwirtschaftest
  • er/sie/es erwirtschaftet
  • wir erwirtschaften
  • ihr erwirtschaftet
  • sie erwirtschaften

جمله‌ی مثال با erwirtschaften

  • Diese Städte erwirtschaften 50 Prozent des Bruttoinlandsprodukts.

    این شهرها ۵۰ درصد از تولید ناخالص داخلی را تولید می‌کنند.

مترادف و متضاد

«erwirtschaften» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.