سطح B2فعل

ermöglichen

امکان‌پذیر کردن

English: to make possible

صرف فعل ermöglichen

حال
er ermöglicht
گذشته‌ی ساده
ermöglichte
پرفکت
hat ermöglicht
امری
ermöglich! / ermöglicht!
  • ich ermögliche
  • du ermöglichst
  • er/sie/es ermöglicht
  • wir ermöglichen
  • ihr ermöglicht
  • sie ermöglichen

جمله‌ی مثال با ermöglichen

  • Das Internet ermöglicht schnelle Kommunikation.

    اینترنت ارتباط سریع را امکان‌پذیر می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«ermöglichen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.