صرفهجویی کردن، بینیاز کردن
English: to save (someone from), to spare
Ich werde Ihnen den Ärger ersparen.
این دردسر رو از سرتون کم میکنم.
«ersparen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.