سطح B2فعل

gestatten

اجازه دادن

English: to allow, to permit

صرف فعل gestatten

حال
er gestattet
گذشته‌ی ساده
gestattete
پرفکت
hat gestattet
امری
gestatte! / gestattet!
  • ich gestatte
  • du gestattest
  • er/sie/es gestattet
  • wir gestatten
  • ihr gestattet
  • sie gestatten

جمله‌ی مثال با gestatten

  • Werden Sie mir gestatten abzureisen?

    بهم اجازه میدین برم؟

«gestatten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.