نجات دادن، رهایی بخشیدن
English: to redeem, to rescue
Jemand sollte den Hund aus seiner Qual erlösen.
یک نفر باید سگ را از رنجش نجات دهد.
«erlösen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.