سطح C1فعل

erlösen

نجات دادن، رهایی بخشیدن

English: to redeem, to rescue

صرف فعل erlösen

حال
er erlöst
گذشته‌ی ساده
erlöste
پرفکت
hat erlöst
امری
erlös! / erlöst!
  • ich erlöse
  • du erlöst
  • er/sie/es erlöst
  • wir erlösen
  • ihr erlöst
  • sie erlösen

جمله‌ی مثال با erlösen

  • Jemand sollte den Hund aus seiner Qual erlösen.

    یک نفر باید سگ را از رنجش نجات دهد.

«erlösen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.