سطح B1فعل

befreien

آزاد کردن، رها کردن

English: to free, to liberate

صرف فعل befreien

حال
er befreit
گذشته‌ی ساده
befreite
پرفکت
hat befreit
امری
befreie! / befreit!
  • ich befreie
  • du befreist
  • er/sie/es befreit
  • wir befreien
  • ihr befreit
  • sie befreien

جمله‌ی مثال با befreien

  • Der Held befreite die Gefangenen.

    قهرمان زندانیان را آزاد کرد.

«befreien» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.